خرید بک لینک

یاتو|

بشنو.

پ.ن: انگار یکی به تازگی دستمالیم کرده و گذاشته و رفته و من طبق عادت همیشگیم رفتم تو بُهت و نمیتونم از سرجام تکون بخورم، حتی دهنم نمیچرخه بگم چهارشنبهها چه حسی داره، فقط زل زدم به یک گوشه و ساکت موندم و همهچیز داره برمیگرده، اما اونچه که دستش را گذاشته رو حلقم را میخواسته خفهام کنه و ول کرده و رفته ، لحظه به لحظه حس میشه. نشسته بر دل غبار غم! ریرا! ریرا! وجودم طعم ام الخبائث میده! گیراتر از این؟

برچسب: نویسنده: سارا محبی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 2:50

صفحه بندی