یاتو|
-بهت میگم خیلی عجیبه یک روزی توی یک صفحهی آچار و با کمترین اطلاعات از کامپیوتر توی سنین نوجوونی یک روزنامهی یک صفحهای چاپ کردم. فکر کنم تنها روزنامهی یک صفحهای جهان بود، اما حالا فکر میکنم باید انقدر رزومه بفرستم تا ایمان بیارند بهم!
خیلی عجیبه نه؟
چی گذشته بین این سالها که از اونجا به اینجا رسیدم؟
مگه نه اینکه من همونم، با همون دستها و همون قلب و همون باور.
فقط شاید کمی ترسیده...کمی ترسیده و فرارکرده...
همین.
تو فریبِ چاه بیتهِ زمان را خوردهای جانم!...ما را در سایت تو فریبِ چاه بیتهِ زمان را خوردهای جانم! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 115